أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

680

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

ابن ماسويه : [ صعتر ] رومى ، فارسى و هندى بين خود نزديك‌اند و مىتوانند جانشين يكديگر شوند و از نظر مرغوبيت به ترتيبى [ قرار مىگيرند ] كه ذكر كرديم . ( 1 ) . در اكثر منابع سه گياه به اين نام ذكر مىشود : Origanum L . , Satureia thymbra L . و Thymus serpyllum L . ؛ سراپيون ، 432 ؛ ابو منصور ، 366 ؛ ميمون ، 319 ؛ عيسى ، 13 129 ، 10 163 و 4 181 ؛ II , Low ، 103 - 106 . برخىها آن را همچون . Zataria multiflora Boiss تعريف مىكنند ؛ ابن سينا ، 493 . گاهى نوشتار « سعتر » ( نك . شمارهء 261 ، يادداشت 2 و شمارهء 476 ، يادداشت 5 ؛ Lane ، 1687 ) و « زعتر » ( II , Dozy ، 591 ؛ II , Low ، 104 ) نيز ديده مىشود ؛ اين واژه از « صاترى » آرامى نشئت مىگيرد و satureia لاتين معادل آن است ؛ ميمون ، 319 . ( 2 ) . اريغانون - يونانى ، ديوسكوريد ، II ، 27 و 36 . ( 3 ) . صاترى ، قس . II , Low ، 103 . ( 4 ) . فارسى و رومى و هندى ، دربارهء « صعتر » فارسى نك . شمارهء 640 ؛ دربارهء رومى - شمارهء 507 در آغاز عنوان ؛ صعتر هندى - Ocimum basilicum L . ؛ عيسى ، 4 126 . ( 5 ) . اويشن ، قس . I , Vullers ، 144 . ( 6 ) . نسخه‌هاى الف و ب : الندع ، بايد خواند الندغ ، قس . لسان العرب ، VIII ، 454 . ( 7 ) . ثميرا ، بايد خواند ثمبرا - يونانى . در ترجمهء عربى ديوسكوريد ( III ، 35 ) ثمبرا همچون صعتر ترجمه شده است ، يونانىها - Satureia thymbra L . ؛ تئوفراست ، 584 . 640 . صعتر الفرس 1 ديسقوريدس : [ نوع ] دشتى [ اين گياه ] وجود دارد و آن علف تند ، ظريف و سوزان است ، برگ‌هايش به برگ‌هاى صعتر مىماند جز اينكه درشت‌تر و ضخيم‌تر است . ميان برگ‌هايش چيزى مانند پشم وجود دارد . نه ميوه دارد و نه گل . ابو معاذ : [ اين ] داروى تندى است كه براى سردى معده سودمند است . ( 1 ) . نسخه‌هاى الف و فارسى : صعتر العدس ، بايد خواند صعتر الفرس « صعتر فارسى » ( ابن بيطار ، جامع ، I ، 166 ؛ Stein . ، 464 ) - Mentha pulegium L . ؛ عيسى ، 13 117 ؛ ميمون ، 319 ، نيز قس . شماره‌هاى 261 ، 328 و 799 . اما توصيف اين گياه كه در بالا آورده شده با آنچه در ديوسكوريد دربارهء ديقطامنون ( ) - Origanum dictamnus L . گفته شده است ، مطابقت دارد ؛ نك . شمارهء 997 . 641 . صفصاف 1 - بيد جالينوس [ آن را ] اطااس 2 [ مىنامد ] .